|
به مناسبت روز پدر شعری رو که چند وقت پیش برای پدر گفته ام رو می ذارم که به سبک خودم سروده ام! پدر ای پدر ای جان من , ای خون و ای سالار من ای تویی که داده ای بعد از خدا این جان به من ای که می کوشی تو هر ساعت , دقیقه , ثانیه تو غزل هستی و من مانند شعرم بی قافیه!!! هر چه دارم از تواست ای کوه و ای دریای من تو برایم اورست هستی و تو آرام من کهکشان راه شیری , زحل و تو مشتری تو فروشنده ی مهری و من خرد مشتری تو چون صحرایی و من حلقه ای در بین آن تو بساط هفت سینی و منم یک سین آن قلب من با عشق تو تالاپ و تولوپ می شود وضع من با خرجی ات از تاجر هم توپ می شود! *******زمان دقیق سروده شدن این شعر بعدا" اعلام می شود!!
|
About![]()
بنده وحید برزگری متولد 20/1/1368,اهل شهر زیبا و دارالارشاد اردبیل و Archivesدی 1387آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 Links
....عشق گیــــــــتار
کلام اول(حتما" بخوانید) |